خطبه نماز جمعه 1397/5/12
خطبه های نماز جمعه مورخه 12/05/1397
خطبه های نماز جمعه مورخه 12/05/1397

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین والصلوه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب اله العالمین الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضین بابی القاسم محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم) و علی اهل بیته الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعين من الآن الی یوم لقاء رب العالمين. اما بعد عبادالله اوصيکم ونفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهی.

خودم و شما نماز گزاران عزیر را به تقوی الهی دعوت می کنم.

پیامبر اسلام (ص) فرمودند :« تَكُونُ أُمَّتِي فِي الدُّنْيَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَطْبَاقٍ » امت من در دنيا سه طبقه‌اند:

« أَمَّا الطَّبَقُ الْأَوَّلُ فَلَا يُحِبُّونَ جَمْعَ الْمَالِ وَ ادِّخَارَهُ وَ لَا يَسْعَوْنَ فِي اقْتِنَائِهِ وَ احْتِكَارِهِ وَ إِنَّمَا رِضَاهُمْ مِنَ الدُّنْيَا سَدُّ جُوعَةٍ وَ سَتْرُ عَوْرَةٍ وَ غِنَاهُمْ فِيهَا مَا بَلَغَ بِهِمُ الْآخِرَةَ فَأُولَئِكَ الْآمِنُونَ الَّذِينَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ» طبقۀ اول،كسانى‌اند كه جمع مال و ذخيره سازى آن را دوست ندارند و در به دست آوردن و احتكار آن،تلاش نمى‌كنند به مقدارى كه سدّ جوع و ستر عورت كنند،راضى‌اند،هر مقدار كه اينان را به آخرت برساند،برايشان بس است، اين گروه در امنيت بسر مى‌برند و برايشان خوف و اندوهى نيست.

« وَ أَمَّا الطَّبَقُ الثَّانِي فَإِنَّهُمْ يُحِبُّونَ جَمْعَ الْمَالِ مِنْ أَطْيَبِ وُجُوهِهِ وَ أَحْسَنِ سُبُلِهِ يَصِلُونَ بِهِ أَرْحَامَهُمْ وَ يَبِرُّونَ بِهِ إِخْوَانَهُمْ وَ يُوَاسُونَ بِهِ فُقَرَاءَهُمْ وَ لَعَضُّ أَحَدِهِمْ عَلَى الرَّضْفِ أَيْسَرُ عَلَيْهِ مِنْ أَنْ يَكْتَسِبَ دِرْهَماً مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ أَوْ يَمْنَعَهُ مِنْ حَقِّهِ أَوْ يَكُونَ لَهُ خَازِناً إِلَى حِينِ مَوْتِهِ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ إِنْ نُوقِشُوا عُذِّبُوا وَ إِنْ عُفِيَ عَنْهُمْ سَلِمُوا » گروه دوم كسانى‌اند كه دوست دارند از راه حلال و پاكيزه مال به دست بياورند تا به بستگان خود رسيدگى كنند،به برادرانشان نيكى كنند و به فقرا سركشى نمايند،براى اينان سنگ به دندان گرفتن راحت‌تر است از اينكه يك درهمى را از راه حرام به دست بياورند يا به مستحقّش نرسانند تا روز مرگ،آن را پس‌انداز كنند،اگر در قيامت با اينان مناقشه شود،گرفتار عذاب مى‌شوند و اگر عفو گردند،در سلامت خواهند بود.

«وَ أَمَّا الطَّبَقُ الثَّالِثُ فَإِنَّهُمْ يُحِبُّونَ جَمْعَ الْمَالِ مِمَّا حَلَّ وَ حَرُمَ وَ مَنْعَهُ مِمَّا افْتُرِضَ وَ وَجَبَ إِنْ أَنْفَقُوهُ أَنْفَقُوهُ إِسْرَافاً وَ بِدَاراً وَ إِنْ أَمْسَكُوهُ أَمْسَكُوهُ بُخْلًا وَ احْتِكَاراً» دستۀ سوم،جمع آورى مال را دوست دارند،حلال و حرام برايشان فرقى ندارد،واجبات را ترك مى‌كنند و در مصرف،اسرافكارند و اگر دست نگهدارند و خرج نكنند از روى بخل و احتكار است(نه به خاطر ترك اسراف)اينان كسانى‌اند كه دنيا زمام قلبهاشان را مالك گرديده تا به سبب گناهان وارد جهنمشان گرداند.

تفاوت دسته اوّل با دسته دوم و سوم این است که دسته اوّل اصلا جمع و ذخیره سازی ما را دوست ندارند ولی دسته دوم و سوم دوست دارند و تفاوت دسته دوّم با سووم در این است که دسته سوم گرچه جمع نمودن مال را دوست دارند ولی از حرام جمع نمی کنند ولی دسته سوم حلال و حرام نمی شناسند.

دسته اوّّل چون از اوّل دل به دنیا نداده اند آزادند و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون هستند. چون دلشان را به دنیای فانی گره نزده اند. در اینجا باید دقت کرد که که حضرت نفرمودند آنها دنیا ندارند و از دنیا فرار می کنند بلکه فرمود جمع کردن مال را دوست ندارند. ممکن است ثروتمند هم باشند ولی دل به ثروتشان نداده اند. حضرت سلیمان ثروتمند بود ولی دل به ثروت نداد ، حضرت ابراهیم ثروتمند بود ولی دل به ثروت نداد.

چرا دل به دنیا نداده اند ؟ چون دلشان را خانه خدا کرده اند. خدای متعال فرموده است « ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ‏ في‏ جَوْفِه‏» و پیامبر اسلام (ص) فرموده است که « كَمَا أَنَّ الشَّمْسَ وَ اللَّيْلَ لَا يَجْتَمِعَانِ‏ كَذَلِكَ حُبُ‏ اللَّهِ‏ وَ حُبُّ الدُّنْيَا لَا يَجْتَمِعَان‏»[1] اینها محبت دنیا را به دل راه ندادند و فقط محبت خدا دلشان را فراگرفت.

امام سجاد در دعایش خطاب به خدای متعال عرض می کند :« يا مَن اَذاقَ اَحِبّآئَهُ حَلاوَةَ الْمُؤانَسَةِ.»

در روايت مي‌خوانيم، بعضي‌ها وقتي به بهشت مي‌روند، غرق در عالم رحمتند. هفتصد سال حورالعين كه خدا براي آنها فرستاده سرگردانند. بعد حورالعين شكايت مي‌كند. مي‌گويد: خدايا! مگر مرا براي اين خلق نكردي؟ اين هيچ اعتنا به من ندارد. خطاب مي‌شود: بگذار غرق در عالم رحمت باشد. اين عاشق من است.

مي‌خواستند حضرت ابراهيم(ع) را امتحانش كنند. جبرئيل آمد ميكائيل هم آمد. يكي از اينها از مشرق با صداي بلند گفت: «سبُّوحٌ قُدُّوسٌ» آن ديگر از مغرب گفت: «رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ» اين صدا در روي كره ی زمين طنين‌انداز شد. حضرت ابراهيم(ع) داد زد و گفت: اي كسي كه نام محبوبم را بردي! اگر يك دفعه ی ديگر آن را تكرار كني، نصف مالم را مي‌دهم، جبرئيل گفت «سبوح قدوس»، ميكائيل گفت «ربّنا و ربّ الملائكه و الرّوح». جاذبه ی اسم معشوق روي عاشق، روي دل حضرت ابراهيم(ع) اثر گذاشت كه دوباره گفت: اي كسي كه اسم محبوبم را بردي اگر يك دفعه ی ديگر ببري همه ی مالم را مي‌دهم. دوباره تكرار كردند. ابراهيم گفت ديگر چيزي ندارم، اگر يك دفعه ی ديگر اسم محبوبم را ببري، خودم را بنده ی تو مي‌كنم. يعني خودم را در راه اسم محبوبم مي‌دهم. باز جبرئيل و ميكائيل اسم خدا را تكرار كردند، و ابراهيم گفت ديگر چيزي ندارم بيائيد همه ی مالم مال شما، همه ی جانم فداي اسم محبوبم.

محمود غزنوی با غلام خود ایاز شبانه از مزبله ای می گذشتند دیدند یک زن و مرد فقیر در میان مزبله نشسته اندو زن در ظرف شکسته به شوهر شراب می دهد و شوهر ژنده پوش می گوید آیا خدا زیباتر از تو آفریده است؟ از زندگی لذت می برند و بر وجود خود افتخار می کنند. محمود غزنوی تبسم مسخره ای کرد و گذشت ولی غلامش به وی گفت افرادی وجد دارند که به این تاج و تخت شما می خندند.

گفت: من به اينها مي‌خندم به جا است. اما كيست كه به قصر من بخندد؟ گفت: افرادي هستند كه دل شب بلند مي‌شوند. يخ را مي‌شكنند؛ وضو مي‌گيرند و نماز مي‌خوانند؛ وقتي الله اكبر مي‌گويند، به دنيا و آنچه در دنيا است پشت پا مي‌زنند. ديگر تو و قصر تو چيزي در ديدگان آنها نيست.

اما دسته دوّم که افراد مومنی هستند و خود را به حرام آلوده نکرده اند ولی دلشان آلوده شده و جای خدا را حب مال گرفته است اینها در خطرند اگر خدای متعال از اینها حساب بکشد به سختی و بدبختی مبتلا خواهند شد واگر خدا عفو کند نجات خواهند یافت.

یکی از نامهای روز قیامت یوم الحساب است که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمودند:«اِنَّ الرَّجُلَ یُسئَلُ عَن کُحلِ عَینِهِ وَ عَن فَتَهِ الطّینِ بِاَصبُعِهِ وَ عَن لَمسِهِ ثَوبَ أَخیِهِ »[2] یعنی " همانا در قیامت از مردم سؤال می شود در باره سرمه ای که به چشم خود کشیده اند، و از خاک و گلی که با انگشت خود مالیده اند و دستی که به لباس برادر خود کشیده اند."

در حدیث دیگر نقل شده که امام علیه السلام فرمودند:«یُؤخَذُ سِتَّمِائَةَ صَلوةٍ بِدِرهَمٍ» یعنی " در قیامت ششصد نماز در عوض یک درهم داده می شود."

ودر لئالی الاخبار وارد است که روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به دیدن حضرت فاطمه زهرا علیها السلام تشریف آوردند دیدند آن مخدره خانه خود را به حصیر و پوست گوسفند فرش نموده و پیراهنی از پشم بسیار خشنِ شتر در بر نموده و مشغول کار خانه می باشد.چون چشم حضرت زهرا علیها السلام به پدر افتاد از فقر و زحمت خانه شکایت نمود. پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه و آله) به او فرمودند «لاَ تَعتَمِد عَلی أَنَّکَ بِنتُ رَسُول اللهِ وَ زَوجَةُ عَلِیٍّ وَ اُمُّ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ فَوَالَّذِي نَفسَ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لاَ یَأذَنُوکَ یَومَ القِیَامَةِ اَن تَرفَعَ قَدَماً عَن قَدَمٍ حَتّی تَفرَغَ مِن حِسَابِ هَذَا الحَصیِرِ وَ هَذَا الثَّوبِ » یعنی " ای نور دیده اعتماد مکن بر آنکه تو دختر پیغمبری و عیال علی و مادر حسن و حسین علیهم السلام می باشی، قسم به آن کسی که جان من در قبضه قدرت اوست به تو اجازه داده نمی شود روز قیامت که قدم از قدم برداری مگر اینکه از عهده حساب این حصیر و این پیراهن برآیی."

اما دسته سوم که هم دلشان آلوده است و هم اعمال و جوارحشان غرق در گناه است ، اینها مستحق آتش جهنمند.

خطبه دوّم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعمائه العادوّن و لایؤدّی حقّه المجتهدون الذی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن ثم الصلاه و السلام علی اشرف الانبياء و المرسلين الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضين بابی القاسم محمد

اللهم صل علي علي اميرالمومنين وعلي فاطمه سيده النساء العالمين وعلي الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنه وعلي علي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسي بن جعفر وعلي بن موسي ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي والحجه القايم المنتظر عجل الله تعالی فرجه و جعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدين بین یديه

اسغفرالله لی و لکم من جميع الذنوب و الآثام و اتوب اليه

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «إِنَّ الْمَعْصِيَةَ إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تُضِرَّ إِلَّا عَامِلَهَا وَ إِذَا عَمِلَ بِهَا عَلَانِيَةً وَ لَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ أَضَرَّتِ الْعَامَّةَ» اگر كسى گناهی را در پنهانى انجام دهد، زيانش به غير او نخواهد رسيد؛ ولى اگر آن را آشكارا مرتكب شود و ديگران او را سرزنش نكنند، زيانش دامنگير همگان خواهد شد.

اگر در جامعه می بینیم گناه میشود ولی بی تفاوت از کنارش رد می شویم باید بدانیم روزی دامن من را هم خواهد گرفت. حضرت امیر (ع) فرمودند :« من ترک انکار المنکر بقلبه و لسانه فهو میت بین الاحیاء» آن کس که با قلب و زبان به نهی از منکرات نپردازد مرده ای است در میان زندگان.

مردم ما در مبارزه با رژیم پهلوی که یک رژیم مستنبد و بی رحم بود و آمریکا نیز پشتیبانش بود مبارزه کرد و پیروز شد. این پیروزی به این دلیل نبود که که رژیم پهلوی ضعیف بود و یا استکبار جهانی از وی حمایت نکرد بلکه به این دلیل بود قیام کنندگان برای خدا قیام کردند و مطیع محض رهبرشان بودند و خواستار استقرار اسلام بودند و به همین دلیل پیروز شدند.

مردم ما در هشت سال دفاع مقدس که قوی ترین رژیم از نظر نظامی با پشتیبانی دهها کشور قدرتمند اروپائی و آمریکا و به طور کلی شرق و غرب به کشور ما حمله کرد در حالی که ما تازه انقلاب نموده بودیم ولی بر تمام قدرتهای شرق و غرب پیروز شدیم. این پیروزی به خاطر این نبود که رژیم بعثی عراق ضعیف بود و یا حامیان آن ضعیف بودند بلکه آنها بسیار قوی هم بودند و به همین دلیل به اندازه 30 سال در آمد نفتمان در مدت هشت به ما خسارت وارد کردند و تنها در سال 65 بیش از 155 هزار شهید دادیم و در مبارزه با همین مهاجمین بیش از 233 هزار شهید و 320 هزار جانباز دادیم ولی پیروز شدیم . علتش این بود که رزمندگان ما برای خدا جنگیدند ، برای شهادت از هم سبقت گرفتند ف در اطاعت از امامشان درنگ ننمودند.

در همین اواخر همه دنیا دیدند که قدرتهای بزرگ دنیا و دلارهای آمریکا و پولهای نفت عربستان برای اسقاط ایران ، داعش را به وجود آوردند ولی بازماندگان همان هشت سال دفاع مقدس ، داعش را تار و مار کردند و همه تلاش کردند سوریه و عراق را بگیرند تا به لب مرز ایران برسند و در داخل ایران به نسل کشی بپردازند ولی رزمندگان ما در صدها کیلومتر دور تر از مرز کشورمان ، مضمحلشان ساختند. با این که آمریکا ئر حمله به عراق 3 تریلیون دلار هزینه کرد امام امروز عراق در دستان ماست. امروز محور مقاومت نه تنها داعش را نابود نمود بلکه داعش سازان را نیز ناامید کرد و شکست داد بلکه اسرائیل و آمریکا را نیز در عرصه نظامی شکست داد.

ما این همه قدرت داریم ولی چرا در عرصه فرهنگ و اقتصاد این قدر گرفتار نابسامانی هستیم؟

چرا در عرصه فرهنگ ، زندگی ما اسلامی نشد؟ چرا هر روز شاهد عریان شدن زنان و دخترانمان می شویم ؟ چرا الگوها عوض شده و امروز می بینیم نوازندگان بیش از قاریان قرآن محبوبند و هنرپیشگان فاسد میدان دار فرهنگ شده اند و حتی همینها که نه درد دین دارند و نه درد کشور سیاستمدار شده و در عالم سیاست موثرند؟ چرا هر روز نگهداری از سگهای رنگارنگ جای نگهداری فرزند را بیشتر می گیرد ؟ چرا ارزشهای اسلامی کم رنگ شده است؟

چرا در عرصه اقتصاد این همه مشکلات به وجود آمده است ؟ چرا این همه فساد و اختلاس و احتکار و گرانی و ورم به وجود آمده است ؟ مردم جنگ را تحمل کردند ولی چرا گرانی را تحمل نمی کنند؟ مردم برای دفاع از کشور فرزندانشان را دادند و لب فروبستند بلکه به درگاه خدای عالم شکرگزار بودند که توفیق شهادت به فرزندانشان داده است ولی امروز می توانند این گرانی و بیکاری را تحمل کنند؟

آیا مدیریت عرصه فرهنگی سخت تر از مدیریت جنگ و داعش است ؟ آیا مدیریت اقصتادی سخت از از مدیریت جنگ و داعش است ؟ یا دشمنان ما در جنگ کوتاه می آیند ولی در عرصه اقتصاد و فرهنگ کوتاه نمی آیند به این دلیل ما شکست می خوریم؟

پاسخ بسیار روشن است. نه مدیریت فرهنگی  اقتصادی کشور از مدیریت جنگ و رهبری محور مقاوت سخت است و نه دشمن در میدان جنگ کوتاه آمده بلکه قضیه چیز دیگر است.

در میدان نبرد با آمریکا چه در هشت سال دفاع مقدس و چه در نبرد با داعش در سوریه و عراق ، کسانی میدان دار شدند که مطیع محض ولایت بودند و فقط برای خدا قیام کردند و برای قیام خود نیز هیچ امتیازی از غیر خدا نخواستند و دنیا را رها کردند و برای دفاع از اسلام جان بر کف بودند و جانشان را دادند قدمی از انجام وظیفه کوتاهی نکردند.

مگر در جنگ اینگونه نبود ؟ چه آنهائی که مخلص بودند و مخلص ماندند و خالصانه شهد نوشیدن شهادت را نوشیدند و چه آنها که مخلص بودند ولی بعدها منحرف شدند همه در میدان نبرد خالص بودند. ولی در عرصه اقتصاد و فرهنگ میدان در دست کسانی است که اخلاص و ایمان و تلاش رزمندگان را ندارند. آنها برای حفظ کشور می جنگنیدند و اینها برای حفظ خود ، آنها برای شهادت سبقت می گرفتند اینها برای زراندوزی مسابقه گذاشته اند ، آنها مطیع محض ولایت بودند اینها فقط شعار ولایت می دهند و یا به دستورات و منویات رهبری عمل نمی کنند و یا با تانی و تردید عمل می کنند.

آنها در وسط میدان بودند تشنگی را با تمام وجود لمس می کردند ، آنها در خط مقدم نبرد بودند قبل از دیگران حمله می کردند و قبل از دیگران مجروح می شدند و به شهادت می رسیدند و دیگران را سپر خویش قرار نمی داند ولی اینها راحت طلب شده اند و درد مردم را ، بیکاری مردم را ، فقر مردم را می شنوند ولی احساس نمی کنند چون خودشان صاحب ثروت هستند.

مجاهدان میدان نبرد فکرشان ، شعارشان ، عملشان طبق دستورات اسلام بود. ولی میدان داران عرصه فرهنگ و اقتصاد شعارشان اسلامی است ولی فکرشان و عملشان سکولار است. به همین دلیل در مقابل پایمال شدن ارزشهای دینی ، سست شدن باورها ، زیر پا گذاشته شدن دستورات خدا بی تفاوت هستند.

همه باید بدانند که دشمنان ما به همان اندازه که در نبرد نظامی جدی بودند و پول خرج کردند و می کنند در عرصه فرهنگی نیز جدی هستند و پول خرچ می کنند ولی ما در عرصه فرهنگی نه جدی هستیم و نه پول خرج می کنیم و اصلا بسیاری از صاحب منصبان تهاجم فرهنگی را درک نکرده اند و به فکر انجام کاری نیستند. بلکه اگر هم در عرصه فرهنگ بخواهند کاری کنند در خلاف جهت اسلام کار می کنند و خواسته دشمن را ترویج می کنند.

من از شما سوال می کنم مثلا اگر وزارت ارشاد نبود چه مشکلی پیش می آمد و این وزرات خانه کدام خلا فرهنگی را پر کرده است؟ کدام ارزش اسلامی را ترویج نموده است که اگر این وزارت خانه نبود مثلا زندگی مردم اسلامی نمی شد؟ دشمن خواست خانواده ها را سست کند و کرده است ، متولیان فرهنگی ما برای تقویت بنیان خانواده چه کرده است؟

دشمن می خواهد جوانان ما ازدواج نکند و ازدواج کرده ها نیز طلاق بگیرند و موفق هم شده است که جوانان ما سنشان به 30 سال سیده ولی نمی توانند ازدواج کنند و کسانی هم که ازدواج می کنند از هر سه یا چهرنفرشان طلاق می گیرند . دشمن این کار را کرده است. متولیان فرهنگی ما برای این معظک چه کار نموده اند ؟

دشمنان ما خواسته روسری از سر دختران و زنان مارا بردارد و مرز محرم و نامحرم را از بین ببرد و ازدواج سفید را ترویج کند و موفق شده است ، متولیان فرهنگی ما برای این معضل چه کرده اند؟

فرزندان ما ده ، 12 سال در مدرسه درس می خواهند و بهترین ایام خود را از دست می دهند ولی نه سبک زندگی اسلامی را می آموزند بلکه ذهنشان پر از شبهات می شود و نه حرفه و کاری برای زدگی خود یاد می گیرند بلکه فقط چند مطلب را حفظ می کنند و مدرک می گیرند. حالا بعد از پیدایش مدارس غیر انتفاعی حفظ کردن مطالب نیز لازم نیست همین که پول بدهی و ثبت نام کنی صاحب مدرک خواهی شد.

دشمن در عرصه فرهنگ بدیار است و کار می کند  و ما در خواب و نتیجه همین می شود که می بینید.

در عرصه اقتصاد نیز همین است. متولیان امور اقتصادی تعداشان خودشان مبتلا به فسادند ، تعدادشان حال و حوصله کار ندارند ، تعدادشان اعتقاد به اقتصاد مقاومتی ندارند و تعدادشان در خوابند. به همین دلیل نه تنها در اقتصاد پیشرفت نداریم بلکه با صدها مشکل مواجه هستیم.

در کشورهای پیشرفته 50 در صد رشد تولیدات ناخالص داخلی از طریق بهره وری است ولی در کشور ما به برکت همین نیروهای فشل ، بهره وری بسیار پایین است. در ایران برای هر ساعت کار یک و هفت دهم دلار ارزش تولید می شد در حالی که در کشورهای صنعتی 42 دلار است.

سالانه بین 15 تا 18 میلیارد دلار کالا به صورت قاچاق وارد کشور می شود که 90 درصد قاچاق از مبادی رسمی کشور صورت می گیرد. آیا افراد عادی می توانند 10، 12 میلیارد دلار از گمرک کالا قاچاق کنند یا اینها افرادی هستند که خودشان رهبری اقتصاد کشور را به عهده دارند؟

در 11 ماهه اوّل سال 96 حدود 40 هزار میلیارد تومان کالای غیر ضروری وارد کشور شد که با این رقم می توانستیم 400 هزار شغل ایجاد کنیم .

ما در اقتصاد و فرهنگ مشکل داریم چون میدان داران این دو عرصه در شأن حکومت اسلامی نیستند. در این بخش ما به انقلاب ، اصلاح ، جراحی نیاز داریم. یا باید مسئولین این جراحی را بکنند و فرماندهان و متولیان این عرصه نیز مانند فرماندهان عرصه نبرد باشند یا مردم این جراحی را انجام خواهند داد ولی اگر مردم بخواهند این کار را بکنند تبعات بسیار بدی خواهد داشت.

امروز مشکلات اقتصادی بخش عمده اش از سوء مدیریت و سوء استفاده های صاحب منصبان است که باید به زودی رفع شود.



[1] . عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ص397

[2] - مفاسد مال حرام، ص 144